ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

110

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

امرايى كه به مسعود گرايش يافته بودند از او جدا شده به طغرل پيوستند و سلطان مسعود در رمضان سال 528 منهزم شد . آنگاه نزد المسترشد باللّه پيام فرستاد و از او اجازت طلبيد كه به بغداد رود . خليفه او را اجازه داد . برادرش سلجوق شاه با نايب او بقش سلاحى در اصفهان بود . چون از انهزام او خبر يافت وارد بغداد شد . خليفه او را اكرام كرد و او در سراى سلطنت جاى گرفت . خليفه مالى نيز در اختيارش گذاشت . پس از او مسعود به بغداد در آمد . بيشتر ياران او پياده بودند . خليفه به او نيز مالى بذل كرد و همگان را اسب و جامه و ديگر آلات و وسايل زندگى داد . او نيز در سراى سلطنت اقامت گزيد . و طغرل در همدان مقيم شد . مرگ طغرل و استيلاى مسعود بر كشور چون مسعود بن محمد بن ملكشاه وارد بغداد شد ، خليفه المسترشد باللّه نيازهاى او را برآورد و فرمان داد به همدان به مدافعه طغرل برادرش رود و وعده داد كه خود نيز در اين نبرد حاضر خواهد شد . سلطان مسعود در حركت مماطله مىكرد . پيش از اين چند تن از امراى او به خليفه پيوسته بودند . در اين روزها قراينى به دست افتاد كه حكايت از اين داشت كه اين اميران را با ملك طغرل سر و سرى است . خليفه يكى از ايشان را بگرفت و اموالش را بستد . ديگران به وحشت افتادند و نزد سلطان مسعود گريختند . مسترشد نزد سلطان مسعود رسول فرستاد و خواستار باز پس فرستادن ايشان شد . مسعود هر بار بهانه‌اى مىآورد تا عاقبت ميان او و خليفه اختلاف افتاد و خليفه از همراهى با او در نبرد با ملك طغرل منصرف گرديد . در اين احوال خبر وفات طغرل را آوردند . او در محرم سال 529 مرده بود . مسعود به همدان رفت و شرف الدين انوشيروان بن خالد را به وزارت برگزيد و او را از بغداد با خود ببرد . سپاهيان نيز گردش را گرفتند و مسعود بر همدان و بلاد جبل مستولى گرديد . فتنه ميان خليفه المسترشد و سلطان مسعود و كشته شدن خليفه و خلافت پسرش الراشد باللّه گفتيم كه به هنگامى كه سلطان مسعود در بغداد بود بدان سبب كه برخى از امرا كه در خدمت مسترشد بودند به او پناهنده شده بودند ميان او و خليفه خلاف افتاد . چون پس از مرگ برادرش طغرل سلطان به همدان رفت و آنجا را در تصرف آورد جماعتى از امرا چون : يرنقش و قزل امير آخر [ 1 ] و سنقر خمارتكين [ 2 ] والى همدان و عبد الرحمان طغايرك [ 3 ] و دبيس بن صدقه به وحشت افتادند و به خوزستان رفتند . فرمانرواى خوزستان برسق بن برسق نيز با آنان موافقت

--> [ ( 1 ) ] متن : قزل . [ ( 2 ) ] متن : قراسنقور . [ ( 3 ) ] متن : طغرلبك .